پرینت

سنجش تطبیقی تصویر ذهنی شهروندان و کارشناسان به ‏مفهوم کیفیّت محیط شهری در طرح مسکن مهر (مطالعه موردی: شهر امیدیه)

محمد علی فیروزی
دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، خوزستان، ایران
مرتضی نعمتی
استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهیدچمران اهواز، خوزستان، ایران
نادیا داری پوراین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، خوزستان، ایران

چکیده
امروزه اهمیّت محیط‌های سکونتی به ویژه در نواحی شهری به عنوان زیستگاه اصلی ساکنین افزایش یافته است. کیفیّت فضاهای مسکونی (اعم از درونی و بیرونی) می تواند با ‏برآورد میزان رضایت یا رفاه استفاده کننده از آن مورد ارزیابی قرار گیرد. اندازه‌گیری میزان کیفیّت ‏محیط شهری پیچیده و متأثر از مجموعه عوامل فراوانی است. این پژوهش با ‏هدف کاربردی و در راستای ارتقای کیفیّت ‏ محیط در طرح مسکن مهر شهر امیدیه در پی پاسخ دادن به این سؤال است که اولویّت معیارها و شاخص‌های کیفیّت ‏ محیط در ‏طرح مسکن مهر با تأکید بر تصویر ذهنی شهروندان از یک سو و نگاه مسؤلان و کارشناسان امور شهری از سوی دیگر کدامند؟ لذا برای سنجش کیفیّت ‏ محیط در طرح مسکن ‏مهر شهر امیدیه پرسشنامه‌ای تدوین شد تا از نظر شهروندان و کارشناسان معیارهای مؤثر در کیفیّت محیط شهری (محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی) ‏مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با به کارگیری نرم افزار ‏SPSS‏ در تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ‏‏(‏Oneway‏) و آزمون دانکن در گروه‌بندی (‏HSD‏) سعی دارد به ارزیابی و رتبه‌بندی این مؤلفه‌ها بپردازد. نتایج حاصل، بیانگر آن است که شهروندان اولویّت پایین بودن سطح ‏کیفیّت زندگی در طرح مسکن مهر شهر امیدیه را در عدم توجه به مسایل فرهنگی و اجتماعی محیط و سطح پایین معیار اقتصادی و کالبدی ساکنان می‌دانند. در حالی که در ‏رویکرد کارشناسان در طرح مسکن مهر معیارهای اقتصادی دچار نابسامانی هستند. بررسی‌ها حاکی از این است که در ایجاد طرح‌های مسکن مهر شهر امیدیه نقش ساکنان ‏نادیده گرفته شده است و سعی بر این بوده است که گروه خاصی از مردم در فضاهایی محدود و صرفاً منطبق با اهداف کمّی مسکن، اسکان داده شوند. بنابراین پیشنهاد می‌شود ‏برای بهبود شرایط ساکنان و افزایش سطح کیفیّت‏ زندگی در آن، به تطبیق گونه‌شناسی شهری با ساختار اجتماعی جامعه مورد مطالعه پرداخته شود.

واژگان کلیدی: کیفیّت‏ محیط شهری، مسکن مهر، تصویر ذهنی، شهروندان، کارشناسان

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1393010202.pdf)اصل مقاله[دانلود]1426 kB
پرینت

تدقیق انگاره های مؤثر بر طراحی مناسب پارک های شهری جهت ‏استفاده نابينايان

محمدرضا بمانیاناین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
دکتری معماری، استاد دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
مرضیه دباغی خامنه
کارشناس ارشد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
فریال احمدی
دکتری معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

چکیده
شهرها روز به روز مرزهاي‎ ‎خود را از چند جهت گسترش مي دهند و اين گسترش مرزها مستقيماً با هجوم سيل جمعيتي‎ ‎تازه که برخوردار از انواع نيازهاي روزمره و‎ ‎طبيعي ‏هستند، همراه است. شهرهاي ما هنوز که هنوز است، مهياي پذيرش بي دردسر بعضي گروه هاي اجتماعي همانند نابينايان و کم بينايان در اين جامعه نيستند و نابينايان همچنان ‏با کمبود امکانات شهري براي پاسخگويي به نيازهاي اوليّه خويش دست به گريبانند. شهرهاي ما دايره هايي از ازدحام و شلوغي اند و در اين ازدحام‎ ‎متکثر، نابينايان همواره با ‏دشواري‌هاي متعددي روبرو هستند. زندگي‎ ‎براي يک نابينا که مجبور است علاوه بر تحمل مشکلات زندگي روزمره شهري و مصائب ذاتي‎ ‎آن، تاريکي اجباري و هميشگي پيش ‏رو را نيز تاب بياورد، خلاصه اي از تنهايي ها است.  اين در حالي است که رشد و شکوفايي هر جامعه‌اي بستگي به چگونگي به کارگيري استعدادها و توانايي‌هاي موجود در آن ‏جامعه دارد. يکي از راه حل‌هاي مطمئن در تحقق اين رشد فراهم آوردن زمينه‌هايي است که بستر فعاليّت‌هاي جمعي را با ايجاد فرصت هاي برابر، فرا روي همه استعدادها قرار ‏دهد. از این رو در این پژوهش هدف اصلی ارائه انگاره های مؤثر بر مناسب‌سازی پارک های شهری جهت استفاده نابینایان می باشد. در جهت دست یابی به هدف اصلی پژوهش ‏از روش تحقيق توصيفي-تحليلي در بستري از مطالعات کتابخانه اي و با استفاده از مصاحبه های حضوری، تهيه پرسشنامه، به بررسي و تحلیل مشکلات نابينايان هنگام ‏حضور در پارک های شهری پرداخته شده است. در نهایت با تأکید بر نتایج بدست آمده از تحلیل پرسشنامه و مصاحبه های حضوری، الگوهای مناسب جهت سازگار نمودن ‏پارک های شهری با نیاز های نابینایان ارائه شده است. این الگوها نابينا را قادر مي‌سازد تا بدون کمک گرفتن از شخص همراه و به صورت مستقل در پارک های شهري تفرج ‏کند و از بودن درآن فضا، همان اندازه احساس امنيّت و آرامش کند که ديگر افراد جامعه احساس می کنند. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از ان است که با رعایت اصولی در ‏طراحی پارک های شهری چون «پرهیز از طراحی دسترسی های ساده و یکنواخت»، «عدم استفاده از مصالح صاف و لغزنده در کفسازی جهت تحریک حس لامسه در ‏نابینایان»، «استفاده از درختان سایه دار جهت ایجاد آرامش و گیاهان تحریک کننده حس بویایی»، «ایجاد فضاهای هیجان انگیز در نزدیکی ورودی جهت تحریک حس ‏شنوایی» می توان انگیزه لازم برای این قشر از جامعه جهت حضور در این فضاها و انجام تعاملات مطلوب اجتماعی را فراهم آورد.‏‏

واژگان کلیدی: جهت یابی، ادراک، پارک شهری، نابینایان، طراحی

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1393010203.pdf)اصل مقاله[دانلود]1334 kB
پرینت

شناسایی الگوهای زیبایی شناسی منظر بومی گیلان مبتنی بر تحلیل منظر روستایی ‏(نمونه موردی: روستای پس چپر)‏

مریم رمضانی
کارشناس ارشد معماری منظر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران و مدرس موسسه آموزش عالی دیلمان
معصومه لیوانیاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کارشناس ارشد طراحی شهری، پردیس هنرهای زیبا،‎ ‎دانشگاه تهران، ایران و مدرس دانشگاه گلستان‏

چکیده
معماری بومی گیلان براساس مطابقت حداکثری با اقلیم و امکانات محلی شکل گرفته است. منظر روستایی گیلان، شامل الگوهای ساختی است که عمدتاً در طول سالیان، ‏با توجه به اقلیم، فرهنگ و نیازهای عملکردی جوامع روستایی شکل یافته است. گیلانی رابطه خاصی با طبیعت دارد که در معماری، فرهنگ، آداب و رسوم و منظری که ‏می سازد، آشکار است. منظر گیلان ساخته ذهن گیلانی است، ذهنی که افزون بر پیشینه تاریخی و فرهنگی و اقلیم خاص خود معیارهای زیبایی شناسانه خاصی دارد. عدم ‏شناخت کافی نسبت به معماری بومی و منظر ارزشمند حاصل از آن، موجب تخریب منظر و گسست خاطرات خواهد شد، که علاوه بر تضعیف هویّت، با از بین رفتن تعلق و ‏احساس مسؤلیت نسبت به محیط زندگی، نتایج تأسف باری به بار خواهد آورد. دستیابی به الگوهای ارزشمند این منظر، نیازمند شناخت و بازنگری نمونه های قدرتمند آن ‏است. حال آنکه این منظر تاکنون مورد تحلیل قرار نگرفته و الگوهای زیبایی‌شناسانه آن، کشف نشده است. مناظر روستاهای قدیمی نمونه‌های بارزی هستند که می‌توان ‏در آنها به پیوند کامل حسی دست یافت؛ چراکه هسته‌ اولیه این روستاها با توجه کامل به بستر طبیعی پیرامون شکل گرفته و علاوه بر مناظر طبیعی روستا، عوامل کالبدی ‏اعم از توپوگرافی و غیرکالبدی چون بوها، نور و صداها در آن رعایت گردیده است. چنانچه بتوان ریخت‌شناسی منظر روستا را استخراج نموده و به فرایند شکل گیری و ‏عناصر سازنده آن پی‌برد، می‌توان از آن در تقویت بافت فرهنگی و تصمیم سازی در مورد عوامل مؤثر در منظر شهر استفاده کرد. این پژوهش مشتمل بر مطالعات کتابخانه ‏ای و مطالعات میدانی است. در بررسی کتابخانه ای با مراجعه به منابع علمی موجود و بررسی آنها شاخص های مورد نظر در ارزیابی محدوده مطالعه استخراج گردید. ‏همچنین با بررسی تاریخی مناظر روستایی گیلان و سوابق پژوهشی انجام شده در این زمینه، فرهنگ و آداب رسوم گیلان و الگوی برخورد مردم گیلان با طبیعت در ‏ساخت منظر بومی مطالعه گردیده و در ادامه از طریق مشاهدات عینی، منظر عینی روستای «پس چپر» و طبقه‌بندی مشاهدات و انطباق آن با شاخص های استخراج گردیده ‏در مطالعات، الگوهای کالبدی همراه با موارد مناسب کاربرد هر کدام در قالب جدولی کاربردی به عنوان نتایج حاصل از پژوهش طبقه بندی گردید. یافته های حاصل از این ‏پژوهش گویای آن است که  منظر عینی روستای مورد مطالعه، از حیث زیبایی‌شناسی، برخاسته از ذهنیّت و نحوه نگرش یک گیلانی به طبیعت است. در این نگرش ‏آمیختگی محیط مسکونی با طبیعت به خوبی به چشم می خورد. رشد و توسعه تدریجی کلیّت روستا و تغییرات بطئی عناصر درون آن پیوندی پررنگ با طبیعت داشته و از ‏الگوی رشد تدریجی آن تبعیّت می نماید. بررسی منظر عینی روستا، نشان دهنده  غلبه بستر طبیعی پیرامون به عناصر کالبدی و مصنوع آن است. اصول طراحی رعایت شده ‏در این روستا از یک اصل کلی تبعیّت می نماید، و آن وجود ارتباط بصری بالا میان فضاهای مختلف روستاست. قریب به تمامی مناظر روستا با داشتن عناصر کالبدی و ‏حس مکانی متنوع و مخصوص به خود، دارای دو عنصر اصلی پیش زمینه و پس زمینه ای طبیعی اند. این مناظر علی رغم داشتن اصول طراحی مشخص و فکر شده، بکر به نظر ‏می رسند. و ناظر هنگام حضور و حرکت درفضا خود را تواماً در میان روستا و طبیعت می یابد.‏‏

واژگان کلیدی: منظر بومی روستا، زیبایی‌شناسی، مصالح بومی، منظر ذهنی، گیلان

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1393010204.pdf)اصل مقاله[دانلود]2780 kB
پرینت

بررسی مؤلفه های کیفیّت زندگی در فضاهای ‏شهری (مطالعه موردی: شهر لامرد)‏

فرضعلی سالاری سردریاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه زابل، سیستان و بلوچستان، ایران
مصطفی حیدری مقدم
کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر، ایران

نوبخت سبحانی
پژوهشگر دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران‏‎

اعظم عارفی
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات خرم آباد، لرستان، ایران

چکیده
رشد سریع شهرنشینی در دهه های اخیر و بی توجهی به ابعاد کیفی زندگی انسان، پیامدهای نامطلوبی بر سطح سلامت فردی و اجتماعی جامعه و ‏زندگی شهری گذاشته است. سنجش وضعیّت موجودِ کیفیّت زندگی در شهرها با توجه‎ ‎به‎ ‎عوامل‎ ‎بیرونی‎ ‎نظير‎ ‎فناوري‎ ‎توليد،‎ ‎زيرساخت‎ ‎ها،‎ ‎روابط‎ ‎اجتماعي،‎ ‎نهادهاي اجتماعي (عوامل درونی)،‎ ‎محيط‎ ‎زيست‎ ‎و‎ ‎مانند‎ ‎آن ها‎ ‎تحت‎ ‎تأثير‎ ‎قرار‎ ‎مي گیرد.‏‎ ‎به‎ ‎طور‎ ‎كلي،‎ ‎كيفيّت‏‎ ‎زندگي، علاوه‎ ‎بر‎ ‎مسائل‎ ‎اقتصادي،‎ ‎نگراني‎ ‎هاي‎ ‎اجتماعي‎ ‎و‎ ‎محيط‎ ‎زيست‎ ‎را‎ ‎نيز‎ ‎مدنظر‎ ‎قرار‎ ‎می دهد. با وجود این اندیشمندان برنامه‌ریزی به ویژه برنامه‌‌ریزان شهری اعتقاد دارند ‏برنامه ریزی‌ها باید همسو با بهبود کیفیّت زندگی باشند. از طرفی، بهبود کیفیّت زندگی می‌تواند زمینه‌های دیگر توسعه مانند توسعه اجتماعی، اقتصادی، ‏کالبدی و خدماتی را به همراه داشته باشد. چون بهبود کیفیّت زندگی در هر جامعه ای، یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست های عمومی آن جامعه است. ‏در طول سه دهه اخیر، کیفیّت  زندگی، به عنوان جانشینی برای رفاه مادی، به اصلی ترین هدف اجتماعی کشورهای مختلف تبدیل شده است. در ‏همین راستا هدف از تدوین این مقاله بررسی مؤلفه‌های کیفیّت زندگی در فضای شهری لامرد می‌باشد که متغیّرهای از قبیل حمل‌ونقل و شبکه معابر ‏‏(کیفیّت فضا، احساس ایمنی و ...)، کیفیّت تسهیلات شهری (چراغ های روشنایی، نیمکت های استراحتگاهی)، کیفیّت محیط اجتماعی (آموزش و ‏سلامت)، کیفیّت اقتصادی (هزینه اجاره، درآمد، هزینه های زندگی، پس انداز) و کیفیّت محیط (آلودگی منظر، سرانه فضای سبز، زیباسازی شهر) ‏استفاده شد. روش کار در این تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده و جمع‌آوری اطلاعات بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای (اسنادی)، مشاهدات ‏میدانی و تکمیل پرسشنامه با حجم نمونه ای 200 خانوار و به شیوه تصادفی تدوین شده و سپس به منظور تحلیل متغیّرهای مورد مطالعه، از نرم افزار ‏SPSS‏ و روش های آماری نظیر میانگین پاسخ ها، آزمون آماری پارامتریک ‏T‏ برای متغیّرهای مستقل استفاده شده است. نتایج، نشان دهنده این ‏مطلب است‎ ‎که‎ ‎سطح‎ ‎رضایت‎ ‎از‎ ‎شاخص‎ ‎کلی‎ ‎کیفیّت‎ ‎زندگی‎ ‎شهري‎ ‎و‎ ‎همچنین‎ ‎تمامی شاخص‌های‎ ‎‏ نه گانه‎ ‎آن‎ ‎بین‎ ‎کم‎ ‎و‎ ‎متوسط‎ ‎می‌باشد. نتایج ‏همچنین نشان می دهد که در شهر لامرد، مؤلفه های کیفیّت محیط اقتصادی، کیفیّت محیط کارکردی، کیفیّت حمل و نقل و کیفیّت اجتماعی در ‏وضعیّتی پایین تر از سطح متوسط قرار دارند.‏‎ ‎و‎ ‎ضریب‎ ‎همبستگی‎ ‎نشان‎ ‎داد که‎ ‎میان‎ ‎شاخص‌های‎ ‎کیفیّت‎ ‎زندگی‎ ‎همبستگی‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎با‎ ‎بهبود‎ ‎وضعیّت‎ ‎مسکن‎ ‎و دسترسی‎ ‎به‎ ‎خدمات‎ ‎می‌توان‎ ‎به‎ ‎ارتقاء‎ ‎سطح‎ ‎کیفیّت‎ ‎زندگی‎ ‎در شهر لامرد‎ ‎کمک کرد‎.‎

واژگان کلیدی: کیفیّت زندگی شهری، سلامت فردی و اجتماعی، برنامه ریزی شهری، شهر لامرد

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1393010205.pdf)اصل مقاله[دانلود]1928 kB
پرینت

تأثیر آیین محرم بر کالبد شهرسنّتی در دوره معاصر ‏(مورد مطالعه: شهر آران و بیدگل)

مریم رضایی قلعه mail
کارشناس ارشد معماری منظر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران و مدرس دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)‏ قزوین
مریم رمضانی
کارشناس ارشد معماری منظر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران و مدرس موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی دیلمان

چکیده
آیین به عنوان موضوعی جدانشدنی از زندگی بشر از دیرباز تاکنون در ارتباطی تنگاتنگ با وی بوده است. در ایران پس از اسلام مهم‌ترین و ‏تأثیرگذارترین آیین، دین اسلام و آیین محرم است. استخوان‌بندی شهرهای سنتی ایران براساس همین نگرش شکل‌گرفته و به همین خاطر دارای اصولی ‏است که به آن نام شهر اسلامی داده شده‌است. گرچه عوامل مؤثر دیگری نیز در ساخت شهر اسلامی نقش داشته، اما همان‌طور که از اسم آن برمی‌آید ‏مهم‌ترین عامل اسلامی بودن، دیدگاه مردمان شهر است. آیین محرم نیز در واقع یک آیین دسته جمعی است که هر ساله تکرار می‌شود. این مراسم هم ‏بصورت ثابت (همچون ایجاد حسینیه‌ها و تکایا) و هم بصورت موقت (همچون بیرق و خیمه در زمان اجرای مراسم) بر روی کالبد و ظاهر شهر تأثیر گذاشته ‏است. تمامی این عناصر بر روی مخاطب مؤثر بوده و هر بار با تکرار این مراسم در ذهن وی زنده می‌گردد و پس از سال‌های متمادی به شکل عناصری ‏خاطره برانگیز و هویّت بخش در آمده‌اند و منظری آیینی را برای شهر به وجود آورده‌اند. آنچه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است یافتن عامل ‏اصلی تأثیرگذار بر کالبد امروز شهر سنتی است. در کالبد بافت‌های تاریخی در دوره معاصر در شهرهای مختلف تغییر و تحولات بسیاری رخ داده است که ‏با نگرش‌ها و روش‌های مختلفی انجام گشته است.  اما آیا این تغییرات بر اساس اصل اولیه ایجاد این بافت‌ها یعنی همان آیین ایجاد گشته و یا از عاملی ‏دیگر سرچشمه می‌گیرد. برای پاسخ به این پرسش شهر کوچکی به نام آران و بیدگل به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است که در جوار کویر مرنجاب در ‏نزدیکی کاشان قرار گرفته و در مسیر عبوری نبوده و هنوز بسیاری از نشانه‌های فرهنگی برخاسته از هویّت شهری خود را حفظ نموده است. یکی از همین ‏نشانه‌های فرهنگی، آیین های مذهبی است که منظر شهرهای اسلامی ما بر اساس آن شکل گرفته‌است. آیین‌های مذهبی و به طور اخص آیین محرم  ‏اثر‌گذاری بسیاری بر فرهنگ مردمان این دیار داشته و خود عاملی مؤثر در بالا بردن سطح سرمایه‌های محلی بافت تاریخی فرسوده این شهر نسبت به ‏موارد مشابه آن بوده است. برای شناخت تأثیرات آیین بر کالبد محلات امروز آران و بیدگل، بایست ابتدا فرهنگ مردمی را بشناسیم که این آیین در میان ‏آنهاست.  به همین علت از مشاهده و بررسی حضوری برای کسب دانش محیطی- اجتماعی استفاده شد. با حضور در شهر و میان مردم در زمان محرم و ‏غیر آن، سعی در درک هر چه بهتر این آیین، نحوه برگزاری آن و شناخت بافت اجتماعی شده است. بنابراین روش تحقیق کیفی می‌باشد. در همین راستا ‏چند مرکز محله قدیمی شهر به عنوان قطب های اصلی تأثیر آیین بر کالبد شهر در دو دوره تاریخی (معاصر و 1335) از دیدگاه کالبدی مورد تحلیل قرار ‏گرفت و تغییرات آن در دوره معاصر مشخص شد. همراه با این موضوع، ویژگی‌های اجتماعی مردم و نحوه برگزاری آیین محرم با حضور در کنار مردم، مورد ‏تحلیل قرار گرفت. در عین حال چگونگی احیای بافت تاریخی فرسوده شهری آران و بیدگل توسط مدیریت شهری و تعامل میان مردم و مدیریت شهری ‏مورد کنکاش قرار گرفت. نتایج این تحلیل‌ها در کنار هم نشان دهنده تأثیر آیین محرم به عنوان قوی‌ترین عامل اثرگذار بر تحولات بافت تاریخی دوره ‏معاصر در این شهر است.‎

واژگان کلیدی: آیین، محرم، حسینیه، مرکز محله، منظر ذهنی

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1393010206.pdf)اصل مقاله[دانلود]4429 kB