پرینت

باز‌تعریف نقش و کارکرد باغهای گیاه‌ شناسی در بستر ‏شهرهای معاصر به منظور حفاظت و آموزش محیط ‏زیست

منیژه آسایشاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید دانش آموخته کارشناسی ارشد طراحی محیط زیست، دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران، ایران
محمدرضا مثنوی دانشیار گروه طراحی محیط زیست، دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران، ایران

نعمت الله اعتمادی دانشیار گروه باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، ایران

چکیده
مطالعه نقش و کارکرد باغ‌های گیاه‌شناسی از زمان پیدایش آ‌نها تاکنون نشان می‌­دهد که باغ‌‌های گیاه‌­شناسی در هر دوره با توجه به نیاز­های حاکم در بستر زمانی و مکانی خود، دارای انعطاف‌پذیری کارکردی بوده­‌‌اند، با توجه به نیاز‌ها و چالش‌هایی از قبیل کاهش فضاهای سبز و تفریحی در شهر­ها و از بین رفتن تنوع زیستی، که در اثر افزایش شهرنشینی ایجاد شده‌اند، و با توجه به نقش‌هایی که امروزه بر باغ‌های گیاه‌شناسی مترتب است، می‌توان از قابلیت‌های باغ‌های گیاه‌شناسی برای پاسخ به این نیاز‌ها و چالش‌ها بهره جست. بنابراین، هدف این مقاله باز تعریف نقش و کارکرد باغ‌های گیاه‌شناسی به منظور حفاظت و آموزش محیط­زیست در بستر شهر­های معاصر است. به منظور دست‌­یابی به این هدف با مطالعه ادبیات موضوعی باغ‌­های گیاه‌­شناسی، و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا فرآیند تحولات کارکردی باغ‌های گیاه‌شناسی توصیف، و سپس ارتباط بین کارکرد باغ‌های گیاه‌شناسی و عوامل اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی پدید‌آورنده آنها طی چهار دوره زمانی تحلیل می‌شود؛ و بر اساس مدل رابطه دوسویه انسان و محیط زیست ارائه‌ شده توسط گابستر و همکاران (2007) و بر اساس آخرین دستور­کارهای ارائه شده جهت حفاظت از گیاهان، نقش‌­های نوین باغ‌­های گیاه‌­شناسی بازتعریف خواهد شد. یافته‌­های حاصل شده نشان­‌دهنده­ تفکیک‌ناپذیر بودن نقش حفاظت و آموزش محیط­زیست به منظور دست یافتن به حفاظت یکپارچه است؛ همچنین با توجه به درک عموم مردم از باغ‌های گیاه‌شناسی به عنوان مکان‌هایی برای تفریح، آرامش، لذت‌ بردن از زیبایی­‌های طبیعی و گذراندن زمان با خانواده ، می­توان از فعالیت­های تفریحی و قرار دادن باغ­های گیاه­ شناسی به عنوان فضاهای سبز شهری، در راستای همگام نمودن نقش حفاظت و آموزش باغ‌های گیاه‌شناسی و ایجاد حفاظت یکپارچه بهره جست. در انتها نیز به ارائه استراتژی‌هایی برای برنامه‌ریزی و طراحی باغ‌های گیاه‌شناسی به منظور دست یافتن به اهداف کلان باغ­‌های گیاه‌شناسی در سه بخش حفاظت، آموزش و تفریح پرداخته می‌­شود.

واژگان کلیدی: باغ­ گیاه‌شناسی، حفاظت، یکپارچگی، محیط­زیست، منظر

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020101.pdf)اصل مقاله[دانلود]2059 kB
پرینت

نقش سراب روانسر بر جذب گردشگر و ارتقاء اقتصاد شهری

مهدی زندیه دانشیار معماری منظر و رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
محمد مهدی ضرابی دکتری علوم باغبانی و استادیار دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
ابراهیم الیاسی کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات زنجان، زنجان، ایران.
ندا ویسیmail کارشناس مهندسی فضای سبز، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

چکیده

توریست نقش مهمی در توسعه اقتصادي شهرها دارد. امروزه جهانگردي به عنوان یک صنعت پردرآمد و اشتغال‌زا در صحنه جهانی و بین‌المللی اهمیت زیادي پیدا کرده است. به بیانی دیگر، گسترش صنعت گردشگري، توسعه اقتصادي و به دنبال آن، تعاملات انسانی را به همراه دارد و هر کشوري سعی دارد با به وجود آوردن امکانات رفاهی و تفریحی در شهرهایش از مزایاي اقتصادي صنعت گردشگري بهره ببرد. این صنعت نه تنها در پیشبرد اقتصاد ملی و درآمدهای ارزی نقش دارد بلکه صنعتی است پاکیزه و عاری از آلودگی و درعین حال ایجاد‌کننده مشاغل جدید. در این میان گردشگری طبیعی، بخش مهمی از فعالیت‌های جهانگردی را در دنیا به خود اختصاص داده است. در این نوع فعالیت، جهانگردان برای بهره‌گیری از زیبایی‌های طبیعی و جلوه‌های حیرت‌انگیز خلقت به رشته‌کوه‌های مرتفع، کوهستان‌ها، کوهپایه‌ها، جنگل‌ها، جلگه‌ها، دره‌های عمیق و بیابان‌ها سفر می‌کنند. آنچه که یک گردشگر را به سمت یک شهر یا مناطق اطراف آن جذب می‌کند، منابع گردشگری است. مطالعه حاضر به بررسی گردشگری پایدار در سراب روانسر پرداخته که درحال حاضر فاقد برنامه مدونی جهت توسعه گردشگری است. هدف از این تحقیق، بررسی و باز‌شناسایی قابلیت‌هاي محیطی و برنامه‌ریزي جاذبه‌هاي طبیعی، حفاظت و تقویت چشم‌اندازهای طبیعی شهر و توجه به جنبه‌های زیباشناسانه محیط طبیعی، کاهش اثرات زیست‌محیطی گردشگری، برآورده شدن نیازهای تفرجی بازدیدکنندگان با احترام به فرهنگ منطقه و طراحی بر اساس هماهنگی با طبیعت و همواره جهت جذب گردشگر در سراب روانسر تدوین شده است. به منظور طراحی پایدار جهت بهره‌گیری از حفاظت و گردشگری، شناخت و ارزیابی وضعیت محیط و منابع، همچنین نحوه گردشگری و شناخت پیامدهای زیست محیطی حاصل از آن، قبل از هرگونه اقدام ضروری به نظر می‌رسد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و داده‌ها و اطلاعات پژوهش و تحليل اطلاعات به شیوه كتابخانه‌اي و اسنادی و استفاده از مشاهدات میدانی گردآوری شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد که جاذبه‌هاي گردشگری پایدار در آن محیط به درستی شناسایی نشده و همچنین برنامه‌ریزي خاصی در سراب روانسر انجام نگرفته است که در صورت شناسایی توانمندي‌هاي بالقوه و برنامه‌ریزي در جهت بالفعل درآمدن و بهره‌برداري می‌تواند موجب آبادانی و رونق اقتصادي منطقه شود.

واژگان کلیدی: سراب روانسر، صنعت گردشگری، محیط پایدار، اقتصاد شهری، پارک آبی.

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020102.pdf)اصل مقاله[دانلود]2449 kB
پرینت

بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر اهواز (مطالعه موردی: محله گلستان)

نادیا داری پوراین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز، خوزستان، ایران
سعید ملکی دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، خوزستان، ایران
چکیده
امروزه، جرم و احساس ناامنی در برابر آن، در محلات شهری، از دغدغه های اصلی شهروندان به شمار می رود و در رشد آسیب های اجتماعی مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح امنیت در فضاهای عمومی شهر است. مؤلفه های «حس مکان»، «هویت مکان»، «خاطره انگیزی»، «خوانایی و تصویری روشن از محیط»، «ادراک عمومی و لذت بصری» و «فرم و ریخت» به عنوان شاخص های منظر شهری برای سنجش احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهری به دست می آیند. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی‌نظری پژوهش، کتابخانه‌ای و در بخش مطالعات میدانی از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. و روش علّی و همبستگی جهت تحلیل روابط میان «احساس امنیت» و «منظر شهری» به کار گرفته شده است. نتایج بررسی انجام شده نشان می‌دهد که علی‌رغم وجود امنیت، احساس امنیت در محدوده مورد مطالعه از دید ساکنین، پایین‌تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. با توجه به شش معیار هویت مکان، خاطره انگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری، میانگین اساس امینت در دو معیار هویت مکان و خاطره‌انگیزی بالاتر از میانه نظری و چهار معیار دیگر پایین‌تر از میانه نظری ارزیابی شده است. بنابراین شهروندان محله گلستان شهر اهواز، دو مؤلفه هویّت مکان و خوانایی را در ایجاد احساس امنیت مؤثرتر می‌دانند. مشارکت شهروندان در نگهداری از فضا، توجه به اماکن تاریخی، ایجاد محیطی مأنوس، استفاده از آب، درخت، نور، مبلمان و ... از جمله راهکارهای مطرح شده جهت افزایش احساس امینت در سطح محله هستند.
واژگان کلیدی: منظر شهری، شهروندان، امنیت، فضای عمومی، گلستان

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020103.pdf)اصل مقاله[دانلود]1868 kB
پرینت

مطالعه تطبیقی الگوهای معماری و شهرسازی باغشهر طبس در دوره زندیه و باغشهر اصفهان در دوره صفویه

آرزو حسینیاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   دانشجوی دکتری معماری اسلامی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

خاطره مروج تربتی کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

چکیده
با نگاهی به شهرسازی ایران، با مفهومی به نام توسعه شهری به معني تغييرات در كاربري زمين و سطوح تراكم، جهت رفع نيازهاي ساكنان شهر مواجه می‌شویم که در برخی از شهرها شباهت زیادی با باغشهر در معنای امروزی دارد. امروزه، عدم الگوگیری از ارزش‌ های موجود در معماری و شهرسازی گذشته کشور، سبب بروز مشکلاتی در معماری و شهرسازی شده‌ است. این در حالیست که با تأمل در معماری و شهرسازی سنتی ایران، می‌توان چنین الگوگیری‌هایی را در اعصار مختلف به وضوح مشاهده کرد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که توسعه باغشهر طبس در دوره زندیه و اصفهان در دوره صفویه از چه الگوی مشترکی تبعیت کرده است. برای دستیابی به این هدف، با بهره‌گیری از منابع مکتوب و مصور و استفاده از روش توصیفی‌-تحلیلی به مقایسه تطبیقی این دو باغشهر پرداخته شده است. یافته‌های حاصل از این تحقیق مهمترین تشابهات باغشهر طبس و اصفهان را نشان داده که به صورت: 1- الگوی توسعه شهر 2- نقاط ابتدایی و انتهایی محور توسعه 3- کاربری های همجوار محور توسعه 4- الگوی کلی پلان باغ‌ های انتهایی محور توسعه 5- الگوی کلی ورود آب به شهر، است. به نظر می رسد با توجه به وجود چنین تشابهات و تأخر زمانی باغشهر طبس نسبت به باغشهر اصفهان، الگوی توسعه شهر طبس در دوره زندیه ملهم از اصفهان در دوره صفویه بوده است.

واژگان کلیدی: طبس، باغشهر، اصفهان، دوره زندیه، دوره صفویه، الگو

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020104.pdf)اصل مقاله[دانلود]5261 kB
پرینت

بهسازی منظر ورودی با هدف ارتقاء حس دعوت‌کنندگی (محدوده مورد مطالعه: ازجلوخان مسجد‌النبی تا ورودی بازار قزوین)

مریم معینی فر استادیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران .
الهه شجاعیاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران.

چکیده
" ورودی "هر مکان نخستین و مهم‌ترین حلقه ارتباطی افراد با فضاست. هر ورودی می‌تواند از دو "منظر عینی و ذهنی" برای افراد تعریف گردد و همیشه این مؤلفه‌های عینی (جداره،کفسازی و..) است که بر دیگر مؤلفه‌ها پیشی گرفته و در نظر افراد بررسی می‌گردد و می‌تواند حس آنان را نسبت به فضا تعریف کند. بنابراین توقعی که از منظر ورودی یک فضای شهری می‌رود اینکه در "پذیرفتن و دعوت شدن" افراد توانمند باشد و توانمندی آن زمانی است که فرد با اشتیاق به سمت آن می‌آید و حس رفتن از دنیایی به دنیای دیگر در او ایجاد می‌شود. و تعامل مورد انتظار با فضا را برقرار می‌کند. در واقع ایجاد و ارتقاء "حس دعوت‌کنندگی" در ورودی فضاهای شهری سبب تداوم و پایداری حضور افراد در مکان و ایجاد رابطه‌ای صحیح و برقراری تعاملات مورد انتظار با فضای شهری می‌شود. و حضور افراد در فضای شهری ایجاد "حس مکان و حس تعلق" به فضا را در پی دارد. بنابراین می‌توان عنوان نمود که ایجاد تغییرات کیفی و کمی در مؤلفه‌های عینی و تقویت مؤلفه‌های ذهنی در ارتقای حس دعوت‌کنندگی یک ورودی مؤثر می‌باشد.در این پژوهش محدوده بازار تاریخی قزوین در بافت مرکزی و تاریخی این شهر انتخاب شده است، از جمله فضاهای شهری که نیازمند حضور مؤثر و بیشتر افراد می‌باشد و با کمی تغییر و بهبود فضاهای ورودی مسجد و بازار در این محدوده می‌توان به ارتقاء حس دعوت‌کنندگی یعنی تقویت ویژگی جذب افراد کمک نمود. هدف اصلی این پژوهش ارتقاء حس دعوت‌کنندگی در محدوده جلوخان مسجد النبی تا جلوخان بازار قزوین بوده است، و فرضیه اصلی این پژوهش این است که ارتقاء کیفی و کمی مؤلفه‌های عینی منظر ورودی (کالبد و جداره) جلوخان‌ها سبب ارتقاء حس دعوت‌کنندگی می‌گردد. روش تحقیقی به کار برده شده در پژوهش حاضر ماهیّت "تبیینی" داشته و به دلیل رویکرد موجود در آن "کاربردی" است. و بوسیله تحقیقات میدانی و مطالعات بصری، جلوخان مسجد تا جلوخان بازار مورد بررسی قرار گرفت که در پایان به این نتیجه دست یافته‌ایم که می‌توان با بهبود برخی از مؤلفه‌های عینی مانند: کف و جداره (کالبدی)، تمیزی، تنوع فرم و فضای سبز و تقویت برخی مؤلفه‌های ذهنی مانند: علاقه‌مندی ،خاطره‌انگیزی و... مؤثر در ارتقاء حس دعوت‌کنندگی و لحاظ نمودن آنها در طراحی جلوخان مسجدالنبی تا جلوخان بازار قزوین به عنوان کاربری‌های مذهبی و تجاری شاخص از فرسودگی کامل آنها جلوگیری کرده و در ارتقاء حس دعوت‌کنندگی فضاهای ورودی مؤثر بود.

واژگان کلیدی: بهسازی، منظر، ورودی، دعوت‌کنندگی، بازار قزوین

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020105.pdf)اصل مقاله[دانلود]4339 kB