پرینت

شناسایی نقش مؤلفه‌های طبیعی در ایجاد هویّت شهری (نمونه موردی: شهربابک)

امینه زینلی قطب آبادیmail مربی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهربابک، کرمان، ایران.

چکیده
در دهه‌های اخیر با پیشرفت صنعت و تکنولوژی، رشد و توسعه شهرها نیز روندی شتابان به‌ خود گرفته است. شهرسازی و معماری امروز، فارغ از اقلیم، فرهنگ و موقعیّت جغرافیایی به صورت یکنواخت و مشابه، در نقاط مختلف، در حال شکل‌گیری است. ایجاد محیط‌های مصنوع و به دور از معنا، کاهش تعاملات اجتماعی، از میان رفتن حس تعلّق شهروندی و بی‌تفاوتی شهروندان نسبت به محیط زندگی‌شان، از جمله پیامدهای کم‌توجّهی به ابعاد هویّتی شهرها می‌باشد. در این راستا این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلّفه‌های هویّت بخش شهربابک انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می‌باشد. داده‌های جمع‌آوری شده از طریق پرسشنامه، به کمک نرم افزارSPSSو با استفاده از روش‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و بر این اساس نتایج زیر حاصل گردید. میزان علاقه ساکنین به شهربابک با استفاده از مقیاس لیکرت مورد سنجش قرار گرفت و در مجموع 45.8 درصد از پاسخ‌دهندگان میزان علاقه خود به شهربابک را زیاد اعلام کرده‌اند که این میزان بسیار بالاتر از حدّ انتظار بود. در سنجش رابطه میان مدّت زمان سکونت و تعلّق مکانی ساکنین سطح معناداری sig در آزمون تاوکندال‌بی برابر با 0.00 می‌باشد، بنابراین وجود رابطه میان دو متغیّر تأیید می‌گردد. از طرف دیگر ضریب همبستگی در آزمون تاوکندال‌بی برابر با 0.191، به دست آمد. بدین معنی که براساس این آزمون رابطه بین دو متغیّر به صورت مثبت وجود دارد و تقریبا 19 درصد تغییرات متغیّر وابسته (تعلّق مکانی افراد) تحت تأثیر متغیّر مستقل (مدت زمان سکونت) قرار دارد. نتایج پژوهش در سنجش اهمیّت عناصر هویّت‌بخش از دید ساکنین حاکی از آن است که روستای میمند، معادن مس و فیروزه به عنوان مؤلفه هویّتی برجسته شهربابک از نظر پاسخ‌دهندگان می‌باشند. به ‌منظور بررسی رابطه تحصیلات افراد در انتخاب عناصر هویّتی با توجه به ترتیبی‌بودن متغیّرها از آزمون‌های تاوکندال‌بی، گاما و دی‌سامرز برای سنجش رابطه استفاده گردید. از آنجا که در هر سه آزمون، سطح معناداری sig به صورت برابر و برای تمامی مؤلفه‌های مورد آزمایش بالاتر از 0.05 درصد است؛ فرض صفر تأیید می‌گردد و رابطه‌ای میان تحصیلات افراد و انتخاب عناصر هویّت‌بخش وجود ندارد.

واژگان کلیدی: شهربابک، هویّت شهری، تعلّق مکانی، نظریات هویّت مکانی، مؤلفه‌های هویّت‌شهری.


این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی با عنوان "بررسي و تحلیل مؤلفه‌های هویّت‌‌بخش شهری (نمونه موردی: شهربابک)" می‌باشد؛ که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهربابک در تاریخ خردادماه 93 ارائه شده است.


Investigation patterns of natural components in the creation of urban identity (case study: Shahr-e-Babak)

Amineh Zeinali Ghotbabadi -*Master, Islamic Azad University, Shahr-e Babak, Kerman, Iran.

Abstract

In recent decades with the development of industry and technology, growth and development of cities are also thriving. Urbanism and architecture today, regardless of climate, culture and geographic location are being formed similarly in different places. The consequences of neglect to the identity of cities include creation of artificial environments and meaningless, reduction of social interaction, and citizens’ apathy towards their living environment.In this regard, this study was conducted to identify and analyze the components of Shahr-e-Babak identity. The research method is descriptive-analytical. The data collected through questionnaires were analyzed using SPSS software and statistical methods such as frequency distribution, Tavkndal Bi test, and spearman correlation coefficients. The residents’ interest in Shahr-e-Babak was measured using The Likert Scale and in total, 45.8% of respondents had expressed a lot of interest in Shahr-e-babak, which was much higher than expected. In assessing the relationship between the duration of residence and inhabitants’ sense of belong to the place, the significance level of Kendall tau-b correlation is 0.00; therefore, the correlation between the two variables is confirmed. On the other hand, Kendall's tau-b correlation coefficient equals 0.191 respectively. This means that the test is based on the relationship between the two variables, as there are positive. Almost 19 percent of the dependent variable (sense of belonging to the place) is affected by the independent variable (the duration of residence).In order to identify the identity component of Shahr-e-Babak and assessing of its significance from the perspective of residents, 19 components in various aspects of natural, physical, cultural, economic, etc. were considered.The results of the evaluation of the importance of identity component of inhabitants’ views suggest that Meymand village, copper and turquoise mines are the most significant identity components of Shahr-e-Babak and the lowest percentage is dedicated to City River. In order to consider the relationship between gender and education of residents in selecting identity component, kendall's tau, gamma, and Somer’s d were used. In all three tests, the significance level of sig is equaland is more than 0.05; therefore, the null hypothesis is confirmed and there is no relationship between education and identity components.

Keywords: Shahr-e Babak, Urban Identity, Place belong,Place Identity Theories,Urban Identity Components.


* Corresponding Author: : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020401.pdf)اصل مقاله[Download]1965 kB
پرینت

طراحی شهری آبکنار با رویکرد توسعه پایدار (مورد مطالعه: رودخانه مهاباد)

مهدی ساشورپور دکتری شهرسازی، استادیاردانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات زنجان، گروه شهرسازی، زنجان، ایران.

ابراهیم الیاسی mailکارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات زنجان، گروه شهرسازی، زنجان، ایران.

چکیده

محيط‌هاي طبيعي درون شهري از مهم‌ترين ساختارهاي بومشناختى شهرها به شمار ميآيند كه اگر به درستي و در ارتباط با ساختارهاي بومشناختى فرا‌شهري برنامه‌ريزي شوند، ضمن خلق فضاهاي عمومي و پوياي شهري موجب استمرار فرايندهاي طبيعى از جمله جريان آب و هوا و حركت موجودات در درون شهرها ميشوند. در اين ميان مسيل‌ها و رودخانه‌هاي شهري، به عنوان فضاهاي پنهان ، فرصت‌هايي هستند كه بي‌توجه رها شده‌­اند و با توجه به كمبود فضاهاي سبز و باز در شهرها و به رغم پتانسيل‌هاي فراواني كه دارند استفاده كامل و درخوري از آنها نمی‌شود. متأسفانه در اغلب شهرهاي ايران بطور شايسته به اين عامل توجه كافي نشده و عرصه رودخانه‌ها با پتانسيل‌هاي بالا براي كاربري‌هاي متناسب با بافت مجاور، بدون استفاده باقی­مانده است و لذا ضرورت توجه به ارتباط و توازن ميان محيط طبيعي و محيط انسان‌ساخت بيش از پيش احساس مي‌گردد. همچنين، بي‌توجهي و مديريت ناصحيح، اينگونه فضاها را به زباله‌داني شهر و فضايي متروک تبديل‌كرده و بدين ترتيب مشکلات فراواني براي شهر به ارمغان آورده است. در حاليكه امروزه در كشورهاي پيشرفته اقدامات مناسبي در مورد اينگونه فضاها صورت مي‌گيرد. يكي از راه‌هاي برون رفت از اين وضعيت كنوني توجه كافي به اصول طراحی شهری پايدار و دخالت دادن آن در طراحي محوطه‌هاي كناره رودخانه‌هاست. با توجه به مطالعات صورت‌گرفته در محدوده حاشیه رودخانه‌ها دارای پتانسیل بسیار بالایی جهت بهبود سیما و منظرشهری می‌باشد و همچنین قابلیت خلق فضاهایی برای بروز تعاملات اجتماعی را دارا می‌باشد. با توجه به مطالعات صورت‌گرفته در محدوده حاشیه رودخانه‌ها دارای پتانسیل بسیار بالایی جهت بهبود سیما و منظرشهری می‌باشد و همچنین قابلیت خلق فضاهایی برای بروز تعاملات اجتماعی را دارا می‌باشد. این پژوهش درصد «باز زنده‌سازی» حاشیه رودخانه شهری مهاباد واقع در شهرستان مهاباد از توابع استان آذربایجان‌غربی با رویکرد پایداری از منظر طراحی شهری می‌باشد. در این خصوص کیفیت بخشیدن به فضاهای جمعی و دارای سرزندگی، تشویق به دوباره زنده‌کردن شهرها با توجه به هویت شهری، ایجاد انگیزه‌ای برای مشارکت مردم از جمله اهداف پژوهش می‌باشد. در این پروژه برای جمع‌آوری اطلاعات از دو روش، میدانی‌ (تکنیک مکان‌سنجی)، سوات (SWOT) و کتابخانه‌ای استفاده شده است. در روش نظری (تحقیقات اسنادی وکتابخانه‌ای) با رجوع به منابع فارسی و انگلیسی موجود (كتب، نشريات، نتايج همايش‌ها وكنفرانس‌ها) و همچنین پايگاه‌هاى شبكه پردازش مربوطه اطلاعات لازم گردآوری گردید. در روش میدانی با استفاده از تکنیک مکان‌سنجی (در این روش  تعدادی از سؤالات مرتبط با موضوع مطرح و پس از پخش در میان مردم  و ارزیابی، دیدگاه آنان را مبنای طراحی قرار می‌دهیم.) در روشSWOT، به نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت، در ابعاد کالبد- فضایی، اجتماعی، زیست‌محیطی، عملکردی، حمل و نقل و ترافیک، اقتصادی و ادراکی و بصری محدوده مورد نظر پرداخته شده است. یافته‌های پژوهش در نهایت به صورت دستورالعمل‌های اقدامی می‌باشد که در راستای بهبود بخشیدن به کیفیت فضا است. این پژوهش در زمینه زیست‌محیطی، کالبدی- اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، معیارها و زیر معیارهایی طراحی ارائه می‌دهد.

 واژگان کلیدی: طراحی شهری، رودخانه‌های شهری، منظر شهری، توسعه پایدار، رودخانه مهاباد


مقاله حاضر مستخرج از پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد ابراهیم الیاسی تحت عنوان «طراحی حاشیه رودخانه های در فضای شهری با توجه رویکرد توسعه پایدار(مورد مطالعه: رودخانه مهاباد)» به راهنمایی دکتر مهدی ساشورپور می‌باشد که در خرداد ماه 1393 در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات زنجان دفاع شده است.


Waterfront Urban Design with Sustainable Development Approach (case study: Mahabad River)

  Mahdi Sashourpoor - Ph.D of Urbanism, Assistant professor, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Department of Planning, Zanjan, Iran.

Ebraham Elyasi*- M.A. Postgraduate Urban Design, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Department of Planning, Zanjan, Iran.

Abstract

Natural environments are considered among the most important ecological structures of the cities, and if planned correctly, they can result in the sustainability of urban natural processes. The urban rivers and watercourses, as hidden urban areas, are the opportunities which are ignored and forgotten. Due to the lack of open and green areas in cities and despite the huge potentials of the urban rivers and watercourses, they are not used appropriately. Unfortunately, in most cities of Iran are not worthy of the attention area rivers with high potential for use in accordance with adjacent tissue, has been left unused and therefore considering the balance between the natural environment and man-made environment is greater than ever. Also neglect of the problem and improper management, cause these areas to be turning to the abandoned places. While in developing countries, suitable actions are taken about these areas. One way out of this Current attention to urban design and sustainable principles involved in designing coastal rivers. According to studies done in the rivers have high potential to improve the appearance and urban landscape As well as the ability to create spaces for social interaction is capable of developing  .The objective of this research is to revival of Peripheral lands of Mahabad River in mahabad region from Azarbayjan Gharbi in relation to sustainability form urban design viewport. In this regard, increase the quality of public spaces, encourage cities to revive the city identify, motivate people to contribute are objective of this project. The project to collect data from two arenas (where survey techniques), SWAT (SWOT) library is used. The theoretical methods (research papers and library) by reference to the resources available in both English and Farsi (books, journals, results of seminars and conferences) as well as the processing of the necessary information was gathered networking sites. In the field of survey techniques using location (in this way a number of questions related to the subject matter and the people have after the assessment, the design put their views) . The method SWOT, in this way, the strengths, weaknesses, threats and opportunities in Framework-of spatial, social, environmental, operational, transport and traffic, economic perceptions and visual range is desired. The finding of this project is guidelines to improve space quality. The research offers design criteria for environmental, physical, social and cultural standards.

Keywords: urban design, urban rivers, urban landscape, sustainable development, Mahabad river

* Corresponding Author: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020402.pdf)اصل مقاله[Download]2635 kB
پرینت

بازخوانی آرایه‌های نظام بصری در بافت تاریخی بوشهر ( با تأکید بر رویکرد ذهنی)

پویا دولابیmailاستادیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه خلیج‌فارس، بوشهر، ایران.

 زهره شاعری دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر، بوشهر ایران.

اقدس حاجب زاده دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه پیام‌نور تهران شرق، تهران، ایران.

چکیده

 موضوع کیفیت بصری بافت‌های تاریخی یکی از نقاط تمرکز پژوهش‌های اخیر طراحی شهری بوده و تلاش در جهت ایجاد فضایی که رضایت شهروندان را در وجوه مختلف جلب نماید، به عنوان یکی از راهبردهای اصلی پروژه‌های طراحی شهری مطرح شده است. این نوشتار به تحلیل موضوع نظام بصری به وسیله‌ معیارهای سنجش و ارزیابی در بافت تاریخی بوشهر پرداخته است. این ارزیابی بر پایه رویکرد ذهنی در فضا شکل گرفته است و به نظر می‌رسد به عنوان روشی جهت بازخوانی آرایه‌های نظام بصری، می‌تواند در طراحی شهری مورد استفاده قرار گیرد. رویکرد این پژوهش، ارائه نوعی روش‌شناسی در ارزیابی منظر، بر پایه مطالعه و تحلیل محتوایی ادبیات طراحی شهری و معماری در این زمینه می‌باشد که چارچوبی را جهت سنجش آرایه‌های بصری متفاوت، در بافت‌های تاریخی براساس تصویر ذهنی به وسیله تحلیل‌های تصویری و توصیفی ارائه می‌نماید. اگرچه این نوشتار به دنبال اثبات فرضیه خاصی نیست؛ اما به‌منظور بازشناخت آرایه‌های تأثیرگذار در نظام بصری بافت‌های تاریخی از فرضیه‌هایی بهره برده است ابتدا اینکه به نظر می‌رسد آرایه‌های نظام بصری در محلات بافت تاریخی شهر، تأثیری قابل‌توجه بر کالبد، عملکرد و معنای این حوزه‌ها دارند. دوم اینکه به نظر می‌رسد ساماندهی آرایه‌های نظام بصری در محلات تاریخی شهر، موجبات کارایی بهتر این حوزه‌ها را فراهم می‌آورد. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی محدوده مطالعاتی به وسیله آرایه‌های استخراج شده می‌باشد تا بدین‌ وسیله راهکارهایی نتیجه گردد که فضای‌شهری در کنار برخورداری از عملکرد مناسب، قابلیّت ادراک مناسب برای ناظر نیز برخوردار باشد. لازم به ذکر است این پژوهش، از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شیوه‌ تحقیق مرور متون و منابع به عنوان ابزار جمع‌آوری اطلاعات در بستر مطالعات کتابخانه‌ای، همچنین از روش تحقیق موردی و شیوه‌های تحقیق اسناد تصویری، مشاهده و پرسشنامه در بستر مطالعات میدانی سود جسته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در محله کوتی آرایه‌های نظام بصری ارجعیّت بیشتری دارند و در محله بهبهانی، شنبدی و دهدشتی نیز تلفیقی از عناصر بصری و کیفیت روابط بین عناصر در فضا وجود دارد.

 واژگان کلیدی: نظام بصری، رویکرد ذهنی، منظر شهری، بافت تاریخی بوشهر، معیار ارزیابی


Reading of the Visual System Ornaments in Boushehr’s Historical Context

(With Emphasis on Mental Attitude)

Pouya Doulabi* - Assistant Professor of School of Architecture and Urban Planning, University of Persian Gulf, Bushehr, Iran.

Zohreh Shaeri - Master of Architecture Student, Architecture Group, Islamic Azad University, Bushehr Branch, Iran.

Aghdas Hajebzade - Mastar of Urban planningstudent, University ofEastPayamnoorTehran, Tehran, Iran.

 Abstract

The quality of historical contexts has been one of the most important subjects of the recent studies of urban design, and trying to create a space that attracts citizens' satisfaction in various aspects has been proposed as one of the main strategies of urban design projects. It appears that in the meantime the visual quality of space due to the interaction with the human eye is one of the first steps in perceiving the space pleasurableness by citizens. This article has dealt with the analysis of the visual system subject by the evaluation criteria in the historical context of Boushehr. This evaluation has been formed based on the mental attitude in space,and it seems that it can be used as a method for analyzing the visual system ornaments in urban design. The approach of this research is to provide a methodology for assessing the landscape based on the content study and analysis of literature concerning the urban design and architecture, by descriptive and pictorial analysis it provides a framework for evaluating representatively the different visual ornaments in the historical contexts. Although this article does not attempt to prove a specific hypothesis, in order to identify the effective ornaments in the visual system of historical contexts, some hypotheses has been used. Firstly, it seems that the visual system ornaments in the places of city that has a historical context, have a significant impact on the structure, performance and meaning of these areas. Secondly, systematization of the visual system ornaments in the historical places of city makes these areas have better efficiency. Finally, it seems that there is a relationship between the visual system ornaments in the places that have a historical texture and mental image of citizens. The main objective of this research is to evaluate the study area by the extracted ornaments, so that doing this we achieve the working procedures that the urban space along with the proper performance has a capability of proper perceptibility for the observer as well. In this regard, we first review the basic definitions and concepts of urban landscape, visual system, and the different approaches to the analysis of visual dimension. Then, the case of study is assessed by extracting a set of criteria and indicators related to the visual system in the form of tables and pictures. Finally, a set of visual system ornaments in each of the places of the studied area is expressed. It should be noted that in this research, the analytical-descriptive method and the method of reviewing the texts and resources have been used as the instruments of collecting data based on the library studies. In addition, we have used the method of case study and studying the pictorial documents, observation, and interview based on field studies.

 Keywords: Visual system, mental attitude, Urban landscape, Boushehr’s historical context, Evaluative criterion.


*Corresponding Author:این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020403.pdf)اصل مقاله[دانلود]2321 kB
پرینت

نقش مبلمان شهری در سرزندگی پیادهراههای بافت تاریخی (نمونه موری: خیابان حافظیه و شهرداری)

ندا محمدی mail دانشجوی کارشناسی ارشد معماری،مؤسسه آموزش عالی حافظ شیراز، فارس، ایران.

 ملیحه تقی پوردکتری معماری، استادیار مؤسسه آموزش عالی حافظ شیراز، فارس، ایران.

چکیده

یکی از این عناصر شهری که سبب جلب توجه شهروندان میشود، مبلمان شهری است. مبلمان شهري ازعواملی است که در ایجاد هوّیت،زیبایی و خوانایی شهر بسیار اهمیّت دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مبلمان شهری در سرزندگی پیاده‌راه‌های بافت تاریخی انجام گرفته است. که برای انجام این پژوهش، پیاده‌راه‌های خیابان شهرداری و خیابان حافظیه شیراز به عنواننمونه موردی،مورد مطالعه قرار گرفته است.شیوه تحقیق در این پژوهش به صورت ترکیبی می‌باشدو روش جمع‌آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و مشاهده غیر‌مستقیم است،که در روش غیر‌مستقیم،دو نوع پرسش‌نامه مربوط به دو مکان تاریخی تهیه و تنظیم و بین 118 فرد پیاده(58 نفر در خیابان شهرداری شیراز و 58 نفر در خیابان حافظیه) به صورت تصادفی توزیع گردیده است.داده‌های بدست‌آمده توسط آزمون ضریب همبستگی (همبستگی اسپیرمن) و آزمونT تک نمونه‌ای مورد بررسی قرار‌گرفته است.و ارزش‌گذارى آنها با استفاده از طيف 5 گزينه‌اى ليكرت صورت پذيرفته است. بررسى پايايى پرسش‌نامه با استفاده از روش آلفاى كرونباخ مورد سنجش قرارگرفته كه مقدار آن870.0 به دست آمده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد، ایجاد سرزندگی با استفاده از مبلمان شهری مناسب در مکان‌های تاریخی سبب کاهش فرسودگی آن مکان‌ها می‌شود. و با بررسی عوامل مؤثر دیگر در این پیاده‌راه می‌توان گفت که عواملی از جمله آرامش و آسایش محیطی و خود بناهای تاریخی عواملی دیگری هستند که در این مکان‌های تاریخی سرزندگی ایجاد می‌کنند.این موارد خود نشان از این موضوع دارد که عواملمؤثر بر سرزندگی از جمله مبلمان شهری نیز با فضای شهری و جذب گردشگران رابطه مؤثری دارد.

 واژگان کلیدی: سرزندگی، طراحی،بافت تاریخی، مبلمان شهری، فرسودگی


The Role of Urban Furniture in the Vitality of Historical Context Sidewalks (investigation: Shahrdari Street and Hafeziyeh Street)

Neda Mohammadi*-Graduate Student in Architecture, Hafez Institute, Shiraz, Iran

Malihe Taghipour Assistant Prof. in Architecture, Department of Architecture, College of Art and Architecture, Hafez Institute, Shiraz, Iran

Abstract

In architecture and urban design, considering the ideas of citizens is one of the most important factors for designing. That is to say, what features the space and surrounding environment should have in order to attract people. One of these urban elements that cause this attractiveness is urban furniture.Urban furniture is an element, which is very important in terms of creating identity, beauty, and readability of the city.From the perspective of a western theorist, if city intelligence should be identified, its urban furniture has to be considered. According to this perspective, we realize the importance of urban furniture. The present study aims at investigating the role of urban furniture in the vitality of historical context sidewalks. To conduct this research, the sidewalks of Shahrdari and Hafezieh streets in Shiraz were selected as samples. The study is a combined research and the data collection was done through library and indirect observation methods. In the indirect method, two types of questionnaires related to two historical places were provided and randomly distributed among 118 pedestrians (58 people on Shahrdari Street and 58 ones on Hafeziyeh Street in Shiraz). The collected data were investigated by Correlation Coefficient Test (Spearman Correlation) andSingle-sample T-test and were evaluated using the 5-point Likert scale. Reliability of the questionnaires assessed using Cronbach's Alpha was 0.870. Results of the present study indicate that creating vitality by using appropriate urban furniture in historical places may reduce the depreciation of those places. Investigating other factors effective on these sidewalks, it is to say thatfactors, such as environmental comfort as well as the monuments themselves, make these historical places lively.It is implied that the factors effective on vitality, including urban space, have an effective relationship with urban space and tourist's attraction.

 Keywords:Vitality, Design,Historical context, Urban furniture, Depreciation.


* Corresponding Author: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020405.pdf)اصل مقاله[دانلود]5810 kB
پرینت

ارزیابی خطر سیل ناشی از عوامل انسانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS)، (نمونه مورد استان تهران)

شریف مطوف  استادیارگروه پژوهشی بازسازي پس از سانحه، دانشکده معماري و شهرسازي، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

هاله مهدی پور mail   کارشناس ارشد بازسازي پس از سانحه، دانشکده معماري و شهرسازي، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

فرشته اصلانی   کارشناس ارشد بازسازي پس از سانحه، دانشکده معماري و شهرسازي، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

  چکیده

 توسعه روز افزون جوامع و پيچيده شدن روابط دروني و خارجی آنها، اهمیت پرداختن به مدیریت و برنامه‌ریزی در کاهش بلایا و اثرات آنها بر سکونتگاه‌های انسانی را بیش از پیش نمایان می‌کند. استان تهران به لحاظ شرایط طبیعی، منطقه‌ای، پراکندگی جمعیت، موقعیت استقرار شهر‌ها و آبادی‌ها، دارای استعداد بالقو‌‌ای در بروز بلایای طبیعی و ایجاد شرایط بحرانی می‌باشد. به همین علت برنامه‌ریزی منطقه‌ای و ارزیابی استان در برابر بلایا امری مهم و حیاتی محسوب می‌شود. در این پژوهش سعی برآن است که رویکرد و مدلی مؤثر در ارزیابی خطر سیل ناشی از عوامل انسانی استان تهران ارائه گردد. هدف این مقاله، پهنه‌بندی خطر سیل ناشی از دخالت‌های انسانی استان تهران بر پایه تحلیل اطلاعات استخراج شده سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) است. در این پژوهش از پارامترهای خاص مانند: کاربری اراضی، تراکم جمعیت، رودخانه‌ها، مسیل‌ها و حریم رودخانه، در تهیه لایه‌ها استفاده شده‌است. سپس با تهیه لایه‌های مورد نیاز استان تهران، به آن‌ها بر اساس میزان اهمیتشان در بروز سیلاب وزن‌داده شده و در نهایت نفشه پهنه‌بندی خطر سیل استان تهران به دست آمده‌است. در این مراحل از لایه‌هایی مانند تجاوز به حریم رودخانه جهت توسعه و ساخت ‌و‌ ساز، میزان فرسایش خاک، جنگل‌زدایی و دیگر موارد که منجر به سیل در استان تهران می‌شوند، استفاده‌ خواهد‌شد. در انتها نقشه پهنه‌یندی احتمال سیل و وضیعت بحرانی نشان می‌دهد که در درصد قابل توجهی از مساحت استان تهران در پهنه احتمال وقوع سیل بسیار و بسیار بالا قرار دارد و مناطقی در خطر احتمال بسیار شدید وقوع سیل ناشی از دخالت‌های انسانی می‌باشد که در صورت وقوع سانحه سکونتگاه‌های شهری و روستایی این مناطق اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی به جای می‌گذارد. به همین دلیل جهت مدیریت بحران و کاهش آسیب‌پذیری و خسارات مناطق با خطر بالا و بسیار بالا، نیازمند برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های مناسب و قابل اجرا همانند: کاهش تراکم سکونتگاه‌های انسانی در حریم رودخانه‌ و مسیل‌ها، وضع قوانین ساخت و ساز در حریم رودخانه‌ها و رعایت استاندارهای زمین‌های زراعی، برای هر منطقه می‌باشد.

 واژگان کلیدی: ارزیابی خطر، سیل، عوامل انسانی، سامانه اطلاعات جغرافیایی،استان تهران.


Risk Evaluation of Flooding Due to Human Factors Using Geographic Information System (GIS), The Case Study ofTehran Province

 Sharif Motawef- Assistant Professor in Post-disaster Reconstruction Research Group, Architecture and Urban Planning Department, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran.

 Haleh Mahdipour*- Master of Science in Post-disaster Reconstruction, Architecture and Urban Planning Department, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran.

 Fereshteh Aslani- Master of Science in Post-disaster Reconstruction, Architecture and Urban Planning Department, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran.

 Abstract

Population growth and development of urbanism in hazard-disposed areas lead to higher vulnerability to natural disasters in civil societies. Ignoring riparian zones in construction and development and hyper-grazing and non-standard agriculture by humans have a number of direct and indirect deconstructive influences. One of the crises that threaten the cities is the flooding due to the interference of human in nature. On the other hand, by consideration of major risk reduction factors, risk of disasters that leads to catastrophes may be predicted and procedures can be conducted to avert them. This act requires preparation, development, and incorporation of various local data. Geographic Information System, as an efficient tool in analyzing the local data, can be very effective in evaluating and zoning of this hazard.Tehran province is constantly under flooding threat because of its special geographic conditions. Unfortunately, because of heterogeneous development of the cities in recent years and ignoring the principal urban planning regulations, there exist serious sewerage complications. As a result, one of the crises that threaten Tehran province is flooding due to human interference in nature. Therefore, in order to control and decline these disasters, policies regarding land use allocation in riparian zone and watercourse, transport network development, and soil blowing control, should be adopted based on maps and probable hazards in riparian zones and watercourses.In this research, flooding risk due to human factors in Tehran province is investigated using ArcGIS Software, and then the extracted data are analyzed. To do so, the effective factors on flooding due to human factors, and preparation of contingency maps for vulnerable locations, are recognized. In this approach, initial data are provided first, and then the required layers are extracted from the data structure table in ArcGIS Software. Subsequently, the layers associated with effective coefficients in flooding due to human factors, such as land use layer, access network in riparian zones layer, and amount of soil blowing layer, are mounted on each other and contingency and vulnerability are generated separately. After that, flooding due to human factors and contingency maps were generated separately and factored based on their effects on probability and intensity of the disaster. The calculated layers are mounted on each other, leading to the final map, which shows the flooding possibility due to human factors mostly due to violating the riparian zones.Analyzing the flood hazard map of the province demonstrates that most of the residential constructions and even substructures like transportation networks are built in riparian zones and watercourses, having very high risk of flooding. This happens because urban planning and land use regulations and standards are ignored, and in case of a disaster, there would be a huge financial and life loss. Because of this, crisis management and vulnerability reduction of areas with high and very high risks require appropriate and practicable planning and policies such as reduction in density of human residences, transportation network, and facilities in riparian zones and watercourses, creating constructional laws for riparian zones, and following the agricultural standards.

 Keywords: Risk evaluation, Flood, Human Factors, Geographic Information System, Tehran Province.


*Coresponding Author:این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیوست ها:
دانلود این فایل (JULR1394020406.pdf)اصل مقاله[دانلود]3730 kB